رشكوئيه و شغل ها و ....

 

























2- رشکوئيه و شغل‌ها و ...

در قديم دامداري، کشاورزي و کار معدن، شمدبافي، جاجيم‌بافي، جاروبافي، آجرپزي، آهک پزي، گچ پزي، سنگ کني، هيزم کني، کفاشي، آهنگري، بنايي، نجاري، چاقوسازي، تنورسازي،  دشتباني، چوپاني، مقني گري، سبدبافي، گليم بافي، سلماني، عصابندي، مامايي، دلاکي، طبابت، دعا نويسي، تجارت کليا و نمک و اشنوم و ... و خياطي و کهني بافي، تله سازي و شکار و ... به صورت فراگير و لحظه‌اي رايج و رونق داشته است و در حال حاضر نيز دامداري و کشاورزي و قالي بافي و ... در جريان است.

 

شغل دامپروري

 اين شغل از ديرباز همواره چشم اميد مردمان منطقه بوده و زن و مرد و فقير و غني بر اين شغل خستگي ناپذير بوده اند و معمولاً به دليل اجاره‌هاي سنگين آب و ملک مخصوصاً در رشکوئيه دامپروري در قديم چشم گيرتر از مناطق ديگر بوده است. به طوري که چندين گله بزرگ از آن عموم و چند گله نيز از آن افراد خاص بوده است که مي‌توان غلام حسين محمد علي جعفر، ميرزا ابوالحسن حسين ابول و جواد محمد علي عبدالله، عباس علي زينل، حاجي حسين رضا حسن ميرزا، حاجي بمانعلي کواري و اياز دل افکار و اکبر آبيار و ... را از جمله گله داران از چند دهه قبل نام برد.

 

شغل کار معدن

 کار معدن حدود چند دهه شغل بسياري از مردم بوده است و مردها در حفر چاه و استخراج گل سفيد و زنان در شستن آن در قديم مشغول بودند و مردها معمولاً در قديم هفتگي و ماهانه کار مي‌کردند و تقريباً از مناطق نير، سخويد، تنگ چنار، زردين، پندر، ارنان، بخ و گاريزات و ... و کهدوييه و ديرزان و دهشير، نايين، حجت آباد، حسين آباد، فخرآباد و ... در معادن کار مي‌کردند. لازم به ذکر است گل سفيد در رنگسازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و داراي مزه بخصوصي است و گويي در يکي از دوران‌هاي زمين شناسي از تغيير نوعي موجود زنده شکل گرفته است که رنگ آن سفيد شيري و به راحتي در آب حل مي‌شود.

 

شغل کليا سوزاني

حدود چند دهه کار عده‌اي از مردم بوده است که با سوزاندن نوعي بوته به نام شور کليا حاصل مي‌شده که از آن براي صنايع شيشه سازي و پاک کردن و حالت دادن پشم استفاده مي‌شده است و اما محل رويش شور در کفه ابرقو و تل زرد و تل مهر بوده و گويي بهترين زمان براي سوزاندن آن هشت روز اول آبان بوده است که معمولاً هر نفر طي مدت اين چند روز فقط مي‌توانسته حدود ده تا بيست من سوزانده اين گياه را جمع آوري کند که به ازاي هر من آن يک ريال پرداخت مي‌شده است که البته اين کليا در اوايل به منطقه‌اي نزديک زردين به نام تيجنگ حمل مي‌شده که مدت رفت و برگشت براي تهيه و فروش آن حدود پانزده روز مي‌شده است که کليا حاصله در آن جا به سيد علي و حاجي صدر تيجنگي براي شيشه سازي در اوايل فروخته مي‌شده است که بعداً با خريد مزرعه حاجي حسين توسط چند زرتشتي فردي به نام غلامعلي مهريزي کليا را خريداري و بعد از خالص کردن آن را براي پاک کردن پشم به يزد براي اين زرتشتيان مي‌فرستاده است و هم چنين بعد از غلامعلي مهريزي نيز چندي حسين عليرضا و عباس علي محمد کار خالص کردن کليا را براي مدت چند سال انجام مي‌داده اند.


تاريخ بروز رساني : چهارشنبه 11/02/92 ساعت 19:29

كليه حقوق برای سایت مهدی بهزادی محفوظ است .:. طراحی با نوآوران کویر