رشكوئيه و ضرب المثل ها و ...

 

























5- رشکوئيه و ضرب المثل‌ها و جمله حکمت‌ها و ...

ما مهم را از دل مهم ديگري که خود را آشکار مي‌کند شکار مي‌کنيم.

و اما جملات زير که طي مدت چند سال از صحبت‌ها و فرمايشات برخي

فرزندان بزرگوار رشکوئيه به اين جانب اکبر زارع نقل قول شده و يا از طرف

اين جانب شکار شده گوشه‌اي از آن‌ها به شرح زير مي‌باشد که به دليل عدم

اجازه برخي از اين بزرگواران مبني بر نقل اسم در جلو هر جمله و هم چنين

مشترک بودن نقل بسياري از مثل‌ها توسط چندين نفر از اين بزرگواران و هم

چنين تغييرات خاص ادبي در بعضي جملات و بسط و يا خلاصه کردن بعضي

گفتارها توسط اين جانب صلاح ديده شد که اسامي اين بزرگواران در قالب

دعايي در آخر اين قسمت ذکر شود.

«مهم تر از اين که اين جملات را چه کسي گفته و يا از متن گفته چه کسي

شکار شده اين است که آن از فرزندان رشکوئيه است و مهم تر اين است که

جمله خوب را ما به انجام‌ها دقت و رعايت کنيم.»

- تا انجام ندهي نصيحت دلنشين نيست.

- نصيحت عمر به تو مي‌دهد پس تا نفهميدي تحقيق کن.

- نصيحت شنو که باشي خحالت نمي‌کشي زيرا انسان‌ها براي آن که خجالت

    نکشند و ندهند نصايح را پديد آورده اند.

- دانايي جواني است.

- سعي کن قلمت مهربان باشد و ستمگر نباشد.

- آن که سعي نمي‌کند بياموزد دارد پيراهن سياه بختي خود را مي‌دوزد.

- از هيچ کس نمي‌شود توقع کرد ولي آدم مهربون خود انجام مي‌دهد.

- بهار هر روز همين لحظه است که به آنيم.

- هيچ کاري بي دردسر (بي زحمت) نيست و نمي‌شود.

- کاري که       براهي نتواند راحتي تا پيري را داشته باشد خوب نيست و بايد

رهايش کرد- دستمزد خود را به آن چه که ماندگارتر است طلب کن و براي

آن‌چه كه ماندگارتر است خرج کن (به آبرو و براي آبرو)- پول را مي‌شود

نگه داشت ولي نان را نه، نان را حتماً بايد خورد پس پول را طلب کن به

طوري که نگهبان پول هم نگردي و استفاده‌ها از آن ببري- با پول مي‌تواني هر

روز نان بخوري!

- هر کس براي نفعي که مي‌برد تبليغ مي‌کند.

- هر چيزي مشتري خودش را جمع مي‌کند- آب مي‌گردد گودالُک پيدا

   مي‌کند- هر چيزي جفت خودش را جذب مي‌کند.

- هر که سر از خاک برداشت خود را کدخدا ديد.

- هيچ کس فاسد را بزرگ تحويل نمي‌گيرد (سنگ هيچ توالتي را طلا

    نمي‌کنند).

- عده‌اي حسشان خوب نيست حتماً بايد يک چيزي را نشان آن‌ها داد و يا

براي آن‌ها نشان گذاشت تا بفهمند- خرگوش بچه اش را براي آن که بداند

کجا جا بگيرد در بوته‌ها مي‌چرخاند.

- بعضي‌ها دور گيرند بايد بچزند و بچرند تا بفهمند.

- جوجه بايد بالغ شود تا بتواند تخم نهد. (براي استاد شدن بايد عمري را

شاگردي کرد پس حرف گوش بزرگي کن که امر و نهي تو مي‌کند.)

- هميشه هنر خود را بعد از هنرنمايي ديگران رو کن- سعي کن به افتادگي

  اول ديگران شروع کنند- هميشه پي دانستن  باش.

- تو با آن کس بپر که از بال و پرش يعني از داشته‌ها و دانسته‌هايش براي حياء

استفاده کند.

- براي هر کاري پرنده باش نه مرغ قفس يا مرغ مرغداني

- پرنده شو تا دريابي دنيا بزرگتر از مرغداني است که به آني و سير دنيا کن تا

مرغداني که به آني را راحت ترين بسازي.

- عده‌اي زحمت بي جا مي‌کشند (خداوند هميشه لقمه نان راحت تر را در

گروه توجه نهاده است ولي عده‌اي خيال مي‌کنند براي لقمه پشت سنگ حتماً

سنگ را بايد خرد کنند).

- اگر نمي‌تواني استاد کار باشي سعي کن لااقل سرکارگر باشي.

- روزگار هم دبير خوب مي‌خواهد و هم قلدر خوب (فکر درست و زور

   اهل همت اختراع را مي‌سازد).

- همه مي‌توانند براي چهار صباحي كار کنند نه بيشتر.

- ما يکي دو تا حرف نداريم ولي اين‌ها هم همه شان چيزي نيست.

- ديوانگي هزار نوع دارد.

- دعوا براي لحظه‌اي بايد باشد نه عمري.

- تو حق را به دانا اثبات کن نه به خاني که خول است.

- عده‌اي به اينند که آتشي بسازند و گسترده تر سازند.

- دنيا فقط که امروز نيست گذشته عجيبي را هم دارد.

- من استاد نيستم تو خام هستي.

- رقصيدن دم تاب دادن است. (رقص از آن آدم‌هاي بزرگ نيست زيرا

بزرگ کار مي‌کند و کوچک ...)

- فقط توي سوراخ بزرگ شده است.

- اين جماعت سرگردان يللي و تللي خويشند. (يللي يعني خيالبافي و تللي

يعني بي کاري)

- هر خانه‌اي دستشويي مي‌خواهد. (نصايح را بايد دانست زيرا غفلت همواره

با انسان است) (مهارت غفلت را کمتر مي‌کند).

- ته و پي آدمي مرگ است و يکي به اين مي‌ميرد و يکي به آن.

- هميشه روزهاي آرام بيشتر از روزهاي ناآرام است. (اميدوار به آمدن

آرامش باش) (اهل فکر ابزار امنيت و اهل خيال ابزار جنگ را مي‌سازند)

(همواره دنباله صلح بيشتر از دنباله جنگ است) (جنگ توجيه است و پيشرفت

دليل)

- اگر خواستي سوغاتي براي کسي ببري از آبادي قبل آن را به زير بغل

بگذار. (ما معمولاً تعهدي را که به زمان آرزو مي‌بنديم فراموش مي‌کنيم)

ناراحتي انسان نشان اشتباه انسان است.

- هميشه جنگ بين دو تا نادان است اگر يکي عاقل باشند که جنگي رخ

نمي‌دهد و گاهي آن چه رخ مي‌دهد دفاع است.

- مال دولت مثل درياست زيرا دولت دائم دارد جمع مي‌کند پس تو پي

آبادتر کردن باش که بخواهي و نخواهي خرج مي‌شود. پس سعي کن عمرها

و مغزها را درست کار بکشي تا به بيهوده ترين يعني غصه خرج شدن‌ها نباشي

و ... و دولت حقوق مي‌پردازد که من و تو حقوق حلال را بخواهيم يعني آن

را خرج بهتر خدمت کردن‌ها (پيشرفت) کنيم پس حقوق خود را براي آن که

چگونه مهربان تر خدمت کني و راحت تر آباد کني خرج کن.

- عده‌اي را حتي اگر رشوه ندهي و فقط وعده‌شان دهي حتي مال دولت يعني

بيت المال را هم برايت مي‌آورند زيرا به خيال اسيرند و هر چيزي را حق

خودشان مي‌دانند پس بر ماست که درست تربيت يعني اهل لقمه و شير و

پشت پاک باشيم.

- زن‌ها (مردها) مثل تخم مرغ آب پزند شکل و رويشان فرق دارد ولي مزه

شان تقريباً همه يکي است.

- اين شيطان است که اگر از راه اشتباهي که رفتيم بگرديم، بپنداريم که مردم

و خدا ما را نبخشيده‌اند پس سنگ خيال خود بزن آن جا که باز مي‌گردي  و

خيال مي‌کني بخشيده نشدي يعني به لبخند به کار خوب الان مشغول شو.

- با پير و ... همان گونه که با درختان خزان هست مرگ همراه است پس تا

مي‌تواني با پيران و از پيران بگو و بشنو که پيران براي معلمي بر من و تو نعمتي

براي شکرگزاري هستند.

- رشکوئيه نزديک تر است به من تا هر ايراني و هر ايراني نزديکتر است به من

تا هر خارجي پس بر من است که اول اهل خانواده ام را دريابم و قوم دوست

و آبادگر اقوام ايراني باشم.

- علف هرز چه کنار چشم برويد چه کنار چشمه (کار بيهوده بيهوده است)

علف هرز فرق نمي‌کند کنار کاخ برويد يا کنار کوخ (سعي کن با تربيت

باشي و با تربيت باشند).

- ما پيران حالا ديگر حالايي هستيم يعني اين قدر جنگ و دعوا ديده ايم که

مي‌دانيم جنگ زشت است و اين قدر محبت و سخاوت ديده و داشته ايم که

مي‌دانيم حياء زيبايي است.

- براي آن که شوي خوش نويس، بنويس و بنويس و بنويس.

- مردم نان و نمک کسي را دوست دارند بخورند که با مردم بجوشد.

- هيچ کسي مرگ و مريضي را نمي‌خواهد اين‌ها خودشان مي‌آيند.

- در محرم و نامحرمي خانه از آن زن است.

- دختر عروس مي‌شود که وثمه کند نه وصله يعني آرايش کند نه رنج و

خفت بکشد.

- ناحق گفتن کوري است، ناداني است (محبت سواد است).

- مردم به خاطر روي باز مي‌آيند نه درب باز.

- رونق خانه به خاطر صاحب سراست.

- چيز دنيا مال دنياست. (چيز دنيا ماندني نيست).

- آدميزاد براي ملک و مال دنيا نبايد بد باشد.

- هر جا عيب و ايرادي در کار باشد فرد مجبور مي‌شود که کوتاه بيايد پس

بايد رعايت کرد.

- به بي عقل نبايد هر حرفي را گفت و اول عقل ديگران را ببين چقدر است و

سپس آن حرف را که از آن درست را مي‌فهمند به آن‌ها بگو.

- حرفي که زده مي‌شود ديگر نمي‌توان آن را به جاي اول آن بازگرداند.

- اول دعاي مردم کن و بعد دعاي خود و خودي کن.

- روزگار چون گرگ است و هرکه آن را شل بگيره شخ مي‌خوره (کسي که

سست باشد خفت مي‌کشد نه هرکسي).

- بايد کار کرد که انسان خرج‌ها دارد و به باد هوا (خيالبافي) نمي‌تواند راحت

زندگي کند.

- به کار آزادت مي‌گذارند تا هروقت خواستند بگويند تو اين کار را نکردي

و آن کار را کردي پس تو خود آزادي خودت را رعايت کن.

- آدمي که بچه دارد همه چيز را مي‌خواهد پس تلاش کن تا چيزها را مهيا

کني و ... و آدم وقتي توانست رو بيفتد ديگر بچه نيست و روزي که توانست

دست چپ و راستش را بشناسد بايد بزرگ باشد.

- زن فقط مي‌تواند به يکي برسد و هرکسي هم دوست دارد به باحياء برسد.

(زن اگر تاج شاهي بگذارد باز هم چيزي نخواهد بود) (زن آن چه که زرنگ

باشد هيچي نيست چون هر انساني به همسر کامل مي‌گردد).

- زن چشمش زير دست مرد است ولو زبانش بگويد نيست. (خداي کوچک

زن مرد است).

-‌اي شوهر، اگر زن تو خود کلفتي کرده بود خود کم کم صاحب خانه و

زندگي بود پس دقت کن که هيچ کس عروس و داماد نمي‌شود که زجر

بکشد و هيچ کس پدر و مادر نمي‌شود که رنج ببيند.

- زن با موي سياه و روي زيبا ودامن حياء بايد به خانه شوهر بيايد و به موي

سپيد و چادر سفيد و کردارهاي خير خارج گردد.

- هر کس پيشينه کار خودش را بهتر مي‌داند. (هرکسي خود بهتر مي‌داند که

چه کارهايي را انجام داده و مي‌تواند که به کجا برسد).

- هر جا هوست شد مي‌تواني به يکي پدر يا مادر يا خواهر يا برادر بگويي ولي

به هيچ کس به غير از همسر نمي‌توان همسر گفت پس سعي کن همسرداري

يعني شرم و حياء را خوب رعايت کني.

- بچه نمي‌آيد فيلمبردار زد و خورد والدين باشد مي‌آيد که تفريح‌ها را ببيند

و داشته باشد.

- بچه را بايد سر ضرب زد نه ضربه (بچه را بايد چشم ترس داد نه آن که

ترساند زيرا گاهي مغزها از ترسيدن ترساندن را مي‌آموزند).

- معني برايش نکرده‌اند که بي معني شده است (بايد گفت که چرا بدحجابي

بد است پس خوبي‌هاي حجاب را برشمار تا فرزند و هم‌نشين تو کم‌کم‌ بامعني گردند).

- براي عده‌اي زن و شوهر دوباره مثل وصله پشت شلوار است، مثل جوراب

زير پا است.

- زن و شوهر، يکي از آن‌ها که غريب باشد قوم و خويش را غريب مي‌سازد

(ما به محبت آشناي هر کسي هستيم) (عروس و داماد هرکجا که شدي نگذار

همسري تو غريبي را بر زوجت با اقوامش بسازد).

- بعضي‌ها به حرف تهمت بي حسند چه به آن‌ها بگويند و چه خودشان

بگويند ولي بايد دقت کرد که اگر حرفي رو شد بايد عمري را به پاي رد آن

صرف کرد و چه بسا عده‌اي بد دل مي‌افتند و نمي‌توان بر آن‌ها صاحب اثبات

شد.

- گنج را بگو که رنج هميشه دم دست است. (محبت کن که محبت انجام

دادني است نه گفتني و گاهي گفتن فعل محبت است).

- زني که زياد حرف بزند همواره بد مي‌بيند.

- دختري که زود عروس شود بيشتر اوقات گريه اش سرازير است و به عقل

که عروس شود شوهر شناس مي‌گردد (آن که نخواهد بسازد مي‌سوزد)

(فهميده غمزه مي‌آيد و غير فهميده ناله).

- از روي اجبار دکتر هم محرم است، تنها آن‌ها را که خداوند محرم فرموده

محرمند. (حياء بزرگترين دارايي زن است).

- کثافت هرگز دور آن که پي نجابت است جمع نمي‌گردد (اگر گرسنه‌اي

سعي کن گرسنه گل باشي نه گرسنه پچل).

- اهل لج رنج مي‌بينند (زن وقتي خودش را سنگين بگيرد مرد خودش را